خودآزمايي درس هشتم ( ويژگي هاي فعل  1 )    صفحه  43

1 ديدن و پذيرفتن :

 

اول شخص مفرد

مصدر

ماضي ساده

ماضي استمراري

ماضي بعيد

ماضي التزامي

ماضي نقلي

مضارع اخباري

مضارع التزامي

آينده

ديدن

ديدم

مي ديدم

ديده بودم

ديده باشم

ديده ام

مي بينم

ببينم

خواهم ديد

پذيرفتن

پذيرفتم

مي پذيرفتم

پذيرفته بودم

پذيرفته باشم

پذيرفته ام

مي پذيرم

بپذيرم

خواهم پذيرفت

2-دوم شخص مفرد : ( دو مصدر ديدن و پذيرفتن )

 

دوم

شخص

مفرد

مصدر

ماضي ساده

ماضي استمراري

ماضي بعيد

ماضي التزامي

ماضي نقلي

مضارع اخباري

مضارع التزامي

آينده

ديدن

ديدي

مي ديدي

ديده بودي

ديده باشي

ديده اي

مي بيني

ببيني

خواهي ديد

پذيرفتن

پذيرفتي

مي پذيرفتي

پذيرفته بودي

پذيرفته باشي

پذيرفته اي

مي پذيري

بپذيري

خواهي پذيرفت

3-سوم شخص جمع : (دو مصدر ديدن و پذيرفتن )

 

سوم شخص جمع

مصدر

ماضي ساده

ماضي استمراري

ماضي بعيد

ماضي التزامي

ماضي نقلي

مضارع اخباري

مضارع التزامي

آينده

ديدن

ديدند

مي ديدند

ديده بودند

ديده باشند

ديده اند

مي بينند

ببينند

خواهند ديد

پذيرفتن

پذيرفتند

مي پذيرفتند

پذيرفته بودند

پذيرفته باشند

پذيرفته اند

مي پذيرند

بپذيرند

خواهند پذيرفت

4 نشسته است ، مي نگريست ، نمي پذيرد . مي رود ؛ مصدر ، بن ماضي  ، بن مضارع و صفت مفعولي بسازيد .

فعـــل

مصدر

بن ماضي =  ( مصدر مرخم )

بن مضارع

صفت مفعولي

آورده است

آوردن

آورد

آور

آورده

نشسته است

نشستن

نشست

نشين

نشسته

مي نگريست

نگريستن

نگريست

نگر

نگريسته

نمي پذيرد

پذيرفتن

پذيرفت

پذير

پذيرفته

مي دود

دويدن

دويد

دو

دويده

5 مي نويسد ، مي رود ، بروند ، خواهيم آمد ، مي آيند ، خواهند شنيد .

فعـــل

گذشته ي ساده

گذشته نقلي

گذشته بعيد

مي نويسد

نوشت *

نوشته است *

نوشته بود *

مي رود

رفت *

رفته است *

رفته بود *

بروند

رفتند

رفته اند                

رفته بودند

خواهيم آمد

 آمديم

آمده ايم

آمده بوديم

مي آيند

آمدند

آمده اند

آمده بودند

خواهند شنيد

شنيدند

شنيده اند

شنيده بودند

         در فعل هايي كه با ستاره مشخص شده اند ، شناسه ي «ـًـ د » به ф)) تبديل شده است .

6-  تكليف دانش آموز است .

7-  الف ) با واج هاي / ك ، ــِـ ،ت،ا، ب ، ر ،‌ ا ، د ، و ، س ،‌ ت ، د ، ا ، ر ، ــَـ ، م / 1- نشانه هاي ( واژه هاي ) «كتاب» ، « را » ، « دوست » ،

« دارم » را مي سازيم ؛ 2 با اين واژه ها جمله ي « كتاب را دوست دارم » مي سازيم .

 ب ) 1 با تركيب واج هاي / ش ، ــِ ، ع ، ر / واژه ي « شعر » را مي سازيم . 2 با تركيب واژه هاي « شعر » ، « آفرينش » ، « زيبايي » و

« است » جمله ي « شعر ، آفرينش زيبايي است » مي سازيم .

پ )  1- با تركيت واج هاي / ء ، ــِ ، ن ، س ،‌ا ،‌ن / واژه ي « انسان » را مي سازيم .2- با تركيب واژه هاي « انسان » «  تلاشگر» و « است » جمله ي « انسان ، تلاشگر است » مي سازيم .

8 تهيه ي لباس ، تعيين قيمت ،‌ تحقيق وبررسي ، اعماق دريا ،‌نامه ي مزبور ، راجع به درس ، تشكر و سپاسگزاري ،وهله ي اول ، ملوك گذشته .

خود آزمايي درس نهم  ( نگارش علمي ، نگارش ادبي ) صفحه 47

1 الف ) نوشته ي نخست ( زبان وسيله ي . . . ) ، نوشته اي« علمي» است ، زيرا واژه ها در معناي اصلي وحقيقي خود به طور گويا و روشن و صريح و مستقيم بيان شده اند . هم چنين از هيچ يك از آرايه هاي ادبي در آن استفاده نشده است . اين نوشته ها از كلمه ها تنها براي انتقال مستقيم مفاهيم دقيق علمي بهره گرفته است .

ب ) نوشته ي دوم ( غروب ، غم رنگ و . . .) «ادبي» است . چون نويسنده در آن از آرايه هاي ادبي براي توصيف و تصوير معاني ذهني و بيان عواطف واحساسات دروني بهره گرفته است . پيام نوشته نيز ،‌ به طور غير مستقيم و غير صريح بيان شده است . در اين نوشته ، تخيل و جان بخشي به اشيا برجستگي ويژه اي داده اند .

2 نوشته ي الف زمان کليه ی افعال « است »  مضارع است : فعل مضارع ( ساده ) / ندارند : فعل مضارع ( ساده ) / اند ( بي بهره اند) : فعل مضارع (ساده) / شود : فعل مضارع التزامي / شده است  : فعل ماضي نقلي ( مفهوم مجهولي دارد )

نيست : فعل مضارع ( ساده) / مي توانند : فعل مضارع اخباري / بينديشند : فعل مضارع التزامي / مي توانند : فعل مضارع اخباري / مطرح كنند : فعل مضارع التزامي / است :‌ فعل مضارع (ساده) .

« در کتاب های فعلی زبان فارسی از فعل مضارع ساده حرفی به ميان نيامده است. طبق زير نويس صفحه ی چهل زبان فارسی 2 اگر فعل « است » را با «می باشد » بتوانيم عوض کنيم مضارع اخباری  و اگر با « باشد » تعويض شود مضارع التزامی است . »

نوشته ب «ادبي » است . مي بارد : مضارع اخباري / نمي وزد : مضارع اخباري / بالامي زند : مضارع اخباري / مي ارزد : مضارع اخباري / پوشانده است : ماضي نقلي / ايستاده است : ماضي نقلي / برداشته است : ماضي نقلي

5 او به سمت كتابدار دبيرستان منصوب شده است . ( منصوب )

- سهراب سپهري از شاعران معاصر ايران است . ( معاصر )

- حقيقت علم كمك به هم نوع خويش وكسب رضايت باري تعالي است . ( خويش تعالي )

- سنگ هاي خرد را از زمين زراعي جمع كرد . ( خرد جمع )

خود آزمايي درس دهم ( ويژگي هاي فعل 2 ) صفحه 51

1 مادر كودكش ر اخواباند / خوابانيد .

سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ايران رساند / رسانيد .

خون جگر ديو سپيد را در چشم كاووس چكاند / چكانيد .

اكوان ديو قطعه اي از زمين را كه رستم بر آن خوابيده بود ،‌بريد وبر سر دست چرخاند  / چرخانيد .

رستم بار ديگر رخش را تا محل حادثه دواند / دوانيد و به سرعت خود را به آن جا رساند / رسانيد .

2 -  گذرا به مسند

جمله ي اول ،گذرا به مسند .  جمله ي دوم ، گذرا به مفعول

گذرا به مفعول

3 آورده است ، مي دود ،‌ پذيرفته بود ،آمده بودند ،‌ بيفكند ، برده اند ، مي سازند .

فعل

مضارع التزامي

ماضي التزامي

ماضي ساده

آورده است

بياورد

آورده باشد

آورد

مي دود

بدود

دويده باشد

دويد

پذيرفته بود

بپذيرد

پذيرفته باشد

پذيرفت

آمده بودند

بيايد

آمده باشد

آمد

بيفكند

بيفكند

افكنده باشد

افكند

برده اند

ببرند

برده باشند

بردند

مي سازند

بسازند

ساخته باشند

ساختند

خود آزمايي درس يازدهم : ( مقايسه ) صفحه 55

2-                  تكليف دانش آموزان است .

3-                  هل يستوي الأعمي و البصير أفلا تتفكرون . ( انعام /50 ) لا يستوي الخبيث و الطيب . . .  ( المائده / 100 )

-                      لا يستوي اصحاب النار واصحاب الجنه . ( الحشر / 20 )

4 - « آزادي » را با چيزهايي مي توان سنجيد كه ميان آن ها همساني و سنخيت و پيوند باشد . اين پيوند مي تواند همانندي يا ناسازي باشد . مانند : آزادگي و بردگي / آزاري و آزادگي / پرنده و آزادي / آزادي و اسارت و.  

5 تشابه ها : هر دو محيطي آموزشي هستند . / در هر دو ،‌هدف تعليم و تربيت است  . / در هر دو تصوير ، حضور دانش آموزان محسوس است كه به آموزش مشغول اند .

تفاوت ها :  تصوير نخست ، نظام مكتب خانه اي قديم را نشان مي دهد و دومي مدارس سبك جديد را .

در تصوير دوم ، نقش ابزارهاي كمك آموزشي آشكار است ولي در تصوير اول اين ابزارها نقشي ندارند .

در تصوير اول ، تنبيه بدني دانش آموز ،‌ رايج است ،‌ ولي در دومي چنين نيست .

در تصوير نخست ، شيوه ي نشستن دايره اي است اما در تصوير دوم ، دانش آموزان بر اساس نظم ميز و صندلي ها نشان داده شده اند و . .   

6 جانا   جاني ،‌از جان ودل  /  دوما  دوم  /  سوما  سوم / تلفنا    نلفني/ زبانا    زباني/ تلگرافا     تلگرافي  

باغات   باغ ها / گرايشات    گرايش ها

   خود آزمايي درس دوازدهم : ( گروه اسمي 1 ) صفحه 63

گروه اسمي

هسته

همين دو كتاب جغرافي

كتاب

سازمان ملي توسعه و پيشرفت اقتصادي

سازمان

يك گله گوسفند

گوسفند

خانه ي پدري

خانه

هر درخت ميوه دار

درخت

هر پنج دانش آموز

دانش آموز

عامل مهم ترقي نوجوانان

عامل

آهنگ هاي آسماني

آهنگ

همه كس

كس

2 مثال : نوع  الف ) مي شود آن را جمع بست : نوع ها ، انواع    ب ) ي نكره مي گيرد : نوعي پارچه 

پ ) آن و اين مي گيرد : اين نوع پارچه     ت ) در جمله نقش مي پذيرد : اين نوع را مي پسنديد ؟ نوع پارچه را عوض كنيد .

اسم : پارچه ها ، قيدها ، معرفه ها ، ديوارها ، ساختمان ها ، شعرها ، شعرا

صفت : پيش تر ، پنجم ، تعجب آور ، اصلي و معرفه   دو واژه ي اخير در صورت صفت جانشين موصوف در حكم اسم است .

فعل : گرفتند    حرف : از     پيش : مي تواند اسم،صفت و حتی حرف اضافه واقع شود . اسم : خياط پيش ( جلو) لباس را بريد . صفت : روز پيش به ديدن من آمد . حرف اضافه : پيش ما (در نظر ما ) اين کار پسنديده نيست . در جمله ی: پيش من نشسته بود ، پيش اسم مشترک با قيد است .      همه ي صفت ها و فعل ها و حرف ها  و. در حال تعريف مي توانند در جايگاه اسم واقع شوند ؛ مثل : يک صفت است . با گرفتند جمله بسازيد . از را در جمله با کار ببريد .

3-

مفرد

جمع

مفرد

جمع

مفرد

جمع

چشم

چشم ها،چشمان

عقاب

عقاب ها

دانشجو

دانشجو ها، دانشجويان

گربه

گربه ها

پلنگ

پلنگ ها، پلنگان

رياضی

رياضيات

سبزی

سبزی ها

بنده

بنده ها، بندگان

ميوه

ميوه ها

کتاب

کتاب ها ، کتب

زانو

زانو ها، زانوان

نکته

نکته ها ،نکات

خانم

خانم ها

ابرو

ابرو ها، ابروان

بانو

بانو ها ، بانوان

عضو

عضو ها ، اعضا

فرمايش

فرمايش ها

نور

نور ها ، انوار

بچه

بچه ها

آشنا

آشنا ها ، آشنايان

کافر

کافر ها ، کافران، کفار

4-                  جمع مكسر واژه ها ر ابنويسيد :

مفرد

جمع مكسر

مفرد

جمع مكسر

مفرد

جمع مكسر

زمان

ازمنه

شاهد

شواهد،شهود

كاسب

كسبه

قله

قلل

عمل

اعمال

نتيجه

نتايج

راي

آرا

دعا

ادعيه

مادّه

مواد

کافر

کفّار

 

 

 

 

5- الف ) چهار راه را از دور ديدم . ب) دستمال را به دوستم دادم .   پ) احمد خودكار را به من داد .   ت ) بزرگان ما دانش را گرامي داشته اند .

   ث ) پرويز چند ماهي كپور صيد كرده بود .    ج) كتابخانه ي شهر را دور زديم .

6- اسم هاي ساده :كاروان، شتر ،زرافه،كلاغ، چنار ،پلكان ،زيره ،هوش ،جو ،نرده

اسم هاي مشتق : ،‌ آويزه ،‌ زاغچه ،‌ لبه ،جوشش، پاسبان ،گريه     اسم هاي مركب : قافله سالار ، آبدوغ خيار ، شتر گاو پلنگ

7 خاص وعام بودن اسم هاي زير را مشخص كنيد :

اسم

عام يا خاص

                                  عـلــت

آتش

هوا

افتخار

پول

برنج

قاسم

قاسم آباد

هلاك

سلامت

بره

سنگ

چاره

زهره

شمع

سوسن

سوسن

شهاب

شهاب

بهرام

مريخ

انگيزه

 

عام

عام

عام

عام

عام

خاص

خاص

عام

عام

عام

عام

عام

خاص

عام

عام

خاص

عام

خاص

خاص

خاص

عام

 

آتش ها ،‌آ تشي بزرگ ( اسم شخص باشد خاص است )

هوايي خوب

افتخارات ،‌افتخاري بي نظير ، ( اگر اسم شخص باشد خاص است )

پول ها ،‌ پولي هنگفت

برنج ها ، برنجي خوش پخت

جمع بسته نمي شود و ي نكره نمي گيرد .

جمع بسته نمي شود و ي نكره نمي گيرد .

اسم معني است وقائم به ذات نيست .

اسم معني است و قائم به ذات نيست .

بره ها ، بره اي

سنگ ها ، ‌سنگي

چاره ها ، چاره اي

جمع بسته نمي شود و« ي» نكره نمي گيرد . (چه اسم انسان باشد چه اسم سياره )

شمع ها ، شمعي روشن

اسم گلي است ، سوسن ها ،‌ سوسني را در گلدان كاشتم .

اسم انسان ، جمع بسته نمي شود و «ي» نكره نمي گيرد .

سنگ آسماني ، شهاب ها ، شهابي

اسم انسان ، جمع بسته نمي شود و«ي» نكره نمي گيرد .
چه اسم سياره باشد ، چه اسم انسان ، جمع بسته نمي شود و« ي» نكره نمي گيرد .

جمع بسته نمي شود و « ي» نكره نمي گيرد .

انگيزه ها ، انگيزه اي

 

اسم هاي عام : الف ) جمع بسته مي شوند  ب) «ي» نكره مي گيرند  ج) برهمه ي افراد طبقه خود دلالت مي كنند برعكس اسم هاي خاص . 

خود آزمايي درس چهاردهم ( توصيف ) صفحه 73

2 توصيف گرماي طاقت فرساي يك روز تابستاني

 در نوشته ي نخست ( بهار گذشته دو سال بود . . .) ، فضايي طبيعي وصف شده است كه با جانواران و انسان دشمني دارد . نويسنده با شرح تأثيـر گرما در خـاك ( ترك مي خورد و از هم مي پاشد ) ، در جـانـوران ( حيوان ها واقعا ديوانه مي شدند ) و در انسـان ( احساس مي كردي چشم هايت مي خواهند از حدقه بيرون بپرند ) و هم چنين با تعبيرهاي كنايي قوي ( درست در جهنم باز شده بود ) ، داغي تنور آساي هوا را چنان به وصف در آورده است كه خواننده آن را حس مي كند .                         

 توصيف صحنه اي از زندگي عشايري در دامن كوهساران و دراوايل بهار 

درنوشته ي دوم نويسنده براي برانگيختن احساسات و عواطف نسبت به سنت هاي گذشته و توجه دادن به آبشخورهاي نخستين فرهنگي وملي و تشويق خواننده به بازگشت ورويكرد به خواستگاه ، به توصيف هايي د ل انگيز از محيط روستا دست زده است ؛ ( بوي شبدر دوچين يا صداي بلدرچين يك دم قطع نمي شود ) و سرانجام ،‌عواطف انسان دوستانه ي او را تحريك مي كند ومي نويسد :‌ « بيا تا هوا ترو تازه است و مادر چشم به راه توست »    خلاصه اين كه نويسنده براي اثر بخشي بيش تر ،‌ از توصيف زيبايي ها و مناظر طبيعت بهره مي گيرد .

3 احرار    حـر  ،  قلاع    قلعه   ،  قرا   قريه ( قاري مفرد كلمه ي « قرّا » است )  ، ادلـه   دليـــــل  ،‌

نسخ     نسخه ،‌ فلاسفه  فيلسوف  ،‌  تجار  تاجر   ،‌  مكاتيب   مكتوب ،‌  مكاتب مكتــب ،‌

رعايا      رعيت  ،‌ نواحي   ناحيه ،  معاني معني  ،‌  اجانـب    اجنبـي  ،  اشيــا     شـــي ء

4 استيفا از كار  استعفا از كار ،‌ خورده فروشي   خرده فروشي  ،‌  تمريادبــود    تمبــر يادبـــــود

 روغن مايه   روغن مايع