بانك سوالات امتحاني :هماهنگ كشوري و داخلي
بانك سوالات امتحاني :هماهنگ كشوري و داخلي
نمونه پرسش هاي آزمون دروس دبيرستان
باسمه تعالي
پاسخ خودآزمايي دروس زبان فارسي (3 )
خودآزمایی صفحه ی 13
1. قاعده ی واجی شچْد ، ....
در واژه ی اول دو واژ « ش » و « چ » که واژگاه مشترک دارند ، بدون مصوت نمی توانند در کنار هم قرار گیرند . ( بر خلاف قواعد واجی است. )
در واژی دوم « پ » و « ب » که دارای واژگاه مشترک هستند ، نمی توانند بدون مصوت کنار هم قرار بگیرند . ( بر خلاف قواعد واجی است. )
قاعده ی نحوی : ما را از مدرسه بیرون کردیم .
قاعده ی هم نشینی : علی خانه ی خوب، سعدی گلستان کتاب ارزشمند
قاعده ی معنایی : سنگ کوه را بلعید .
قاعده ی کاربردی : چرا غایب بودی ؟ - غذا سرد می شود ./ ساعت چند است ؟ - هوا گرم است .
2. پْر( خلاف قواعد واجی ) چون امکان وجود هجا بدون مصوّت امکان نیست .
وتْد(خلاف قواعد واجی ) « ت » و « د » دارای واجگاه مشترک هستند و بدون مصوّت در کنار هم قرار گرفته اند .
امیر کبیر دولی دبیرستان ( خلاف قواعد هم نشینی )
دانش آموز در درس خواندن کوشا هستند . ( خلاف قواعد نحوی ) از لحاظ تطبیق دو نهاد جدا و پیوسته نادرست است .
کتاب پرنده را شکار کرد . ( از نظر معنایی در حوزه ی زبان نادرست است . )
3. ابوعلی سینا در همان زمان زنده بود و در همدان تدریس می کرد .
نهاد گزاره نهاد گزاره
گروه اسمی گروه اسمی گروه فعلی گروه اسمی گروه اسمی گروه فعلی
مسند فعل مفعول فعل
ابوعلی سینا زنده بود __ تدریس می کرد
فعالیت 1 صفحه ی 15
جمله های مستقلّ یک فعل :
1. دمای اجرام آسمانی چقدر است ؟
2. کی و چگونه پدید آمده اند ؟
3. با گذشت زمان ، چه تغییراتی در آن ایجاد شده است ؟
4. چه تاثیر بر اجرام آسمانی دیگر دارند ؟
5. آینده آنها چگونه خواهد بود ؟
جمله های مستقلّ چند فعلی :
1. اختر شناسی علمی است که به مطالعه ی اجرام آشمانی می پردازد .
2. بسیاری از اختر شناسان کوشیده اند به پرسش هایی از این قبیل پاسخ دهند که هریک از اجرام آسمانی در چه فاصله ای از زمین قرار دارند .
توضیح : پاسخ های ذکر شده با توجّه به بندهای کتاب می باشد ، در صورتی که بند دوم ادامه ی بند اوّل است و مستقل نمی باشد یعنی از « بسیاری از اختر شناسان کوشده اند آینه آنها چگونه خواهد بود ؟ » یک جمله مستقلّ مرکّب است .
فعالیت 2 – صفحه ی 16
|
گروه اسمی |
هسته |
تعداد واژه ها |
|
این پرسش ها |
پرسش |
این ، پرسش ها (2) |
|
دمای اجرام آسمانی |
دما |
دما ، یِ ،اجرامِ ، آسمانی (5) |
|
ابزارهای گوناگون |
ابزار |
ابزارها ، یِ ، گوناگون (3) |
|
آینده ی آن ها |
آینده |
آینده ، یِ ، آن ها (3) |
|
مشاهده ی اجرام آسمانی |
مشاهده |
مشاهده،یِ، اجرام –ِ ، آسمانی (5) |
|
شاخه های تخصّصی |
شاخه |
شاخه ها ، ی ، تخصّصی (3) |
|
تاریخچه ی جهان |
تاریخچه |
تاریخچه ، یِ ، جهان (3) |
فعالیت 3 صفحه ی 17
|
گروه اسمی |
هسته |
تعداد تکواژهای هر گروه اسمی |
تعداد واج های هسته |
|
هر چهار کارگرساده همان آده های دیروزی دفترچه های مشقّ بچّه ها داستان های جنّ و پری |
کارگر آدم دفترچه داستان |
هر ، چهار ، کار ، گر –ِ ، ساده هم ، آن ، آدم ،ها ، ی ، دیروز،ی دفتر،چه،ها،ی، مشق-ِ ، بچّه ، ها داستان ، ها ، ی ، جنّ ، و ، پری |
ک ،ا، ر، گ،-َ،ر ء ، ا ، د ،-َ، م د،-َ،ف،ت،-َ،ر،چ،-ِ د ، ا ، س، ت، ا،ن |
خودآزمایی صفحه ی 20 و 21 درس دوم
تمرین 1
|
واژه |
واج |
تعداد |
|
مدّت اصول قوانین متفاوت تاریخچه آینده اخترشناسان |
/ م / -ُ / د / د / -َ / ت / / ء / -ُ / ص / و / ل / / ق / -َ / و / ا / ن / ی / ن / / م / -ُ / ت / -ُ / ف / ا / و / -ِ / ت / / ت / ا / ر / ی / خ / چ / -ِ / / ء / ا / ی / -َ / ن / د / -ِ / / ء / -َ / خ / ت / -َ / ر / ش / -ِ / ن / ا / س / ا / ن / |
6 5 7 9 7 7 13 |
تمرین 2
1. شاعری غزلی بی معنا و بی قافیه سروده بود . ( مستقلّ ساده )
2. آن را نزد جامی برد . ( مستقلّ ساده )
3. پس از خواندن آن گفت : همان طوری که دیدید ، در این غزل از حرف الف استفاده نشده است . ( مستقلّ مرکّب )
4. جامی گفت : بهتر بود از سایر حروف هم استفاده نمی کردید . ( مستقلّ مرکّب )
تمرین 3
عمل : این هر دو عمل جوانمردانه ی کشتی گیر ایرانی
امل : آن امل دست نیافتنی جوانان ایرانی
انتصاب : همان یک انتصاب نادرست او
انتساب : انتساب القاب بزرگ پدرش
تعلّم : تعلّم قوانین و مقرّرات راهنمایی و رانندگی
تألم : بزرگ ترین تألم خاطر دوران کودکی مادربزرگ
حیات : حیات شورانگیز عاشقانِ دل سوخته ی الهی
حیاط : بزرگ ترین حیاط مدرسه شهر ما
جذر : جذر این عدد چهار رقمی
جزر : جزر فریبنده ی رودخانه اروند
خودآزمایی درس سوم صفحه ی 32
1.
ب ) موضوع ساده اما نگران کننده این است که وقتی انرژی بدن کاهش می یابد، می تواند به راحتی شمارا عصبانی کند .
ج ) موضوع ساده امّا نگران کننده این است که کاهش انرژی بدن موجب عصبانیّت شما می شود .
ب ) مورّخان جرئت افشای کشف خود را پیدا کردند .
- در این گونه مواقع انسان دچار خودپرستی می شود که فایده ای ندارد .
ب ) حسن به برادرش گفت که مقاله ی من منتشر شده است .
2.
طبع : میل و سرشت تبع : نتیجه ، پیروان ، دنبال
معاصر : هم عصر مأثر : کارهای نیک و بزرگ
غَرّه : روز اوّل ماه قمری غِرّه : فریب
صخره : تخته سنگ سُخره : ریشخند
3.
پرور + ش + گاه + ی زیب + ا + پسند + انه
نا + جوان + مرد + انه سر + افراز + ی
فرا + گیر + ی فرمان + برد + ار + ی
خودآزمایی درس چهارم
فعالیت 2 صفحه ی 35
در کلماتی که { ی } مصدری دارند ، تکیه روی هجای آخر ، یعنی { ی } است و در کلماتی که { ی } نکره می گویند ، تکیه روی هجای ماقبل آخر است .
مثال :
سعی کنیم / با / ری از دوش مردم برداریم . ( ی نکره )
کامیون با / ری / از جادّه گذشت . ( ی نسبی )
دا / نا / یی در مجلس سخن می گفت . ( ی نکره )
دانا / یی / توانایی است . ( ی مصدری )
هر سال بزرگ / داشت / حافظ در شیراز برگزار می شود . ( اسم مرکّب )
او مقام استادیش را ب / زرگ / داشت . ( گروه اسمی و گروه فعلی )
خودآزمایی صفحه ی 38 درس چهارم
1. واحدهایی مثل تکیه و درنگ و لحن و آهنگ را که الفبای خط از نشان دادن آن ها نا توان است ولی در گفتار ظاهر می شود .
2. وقتی که واحد زبرزنجیری هر کدام تغییر کند ، معنای جمله هم تغیی می کند. برای تغییر جدید ، لحن و آهنگ و جای تکیه و درنگ در جمله ی واحد تغییر می کند و با ایجاد هر تغییر از جمله برداشت جدیدی می توان کرد.
3. اسم : د / رنگ / تکیه روی هجای آخر
صفت : خرد / مند / تکیه روی هجای آخر
فعل ، ماضی ساده : آ / ورد / تکیه روی هجای آخر
ماضی بعید : آور / ده / است تکیه روی هجای آخر صفت مفعولی فعل
ماضی التزامی : آور / ده / باشد مورد نظر
ماضی استمراری : / می / آورد تکیه روی پیشوند { می }
مضارع اخباری : / می / آورم تکیه روی پیشوند { می }
مضارع التزامی : / ب / نویسد تکیه روی پیشوند { بِ }
فعل امر : / ب / نویس تکیه روی پیشوند { بِ }
فعل نهی : / ن / نویس تکیه روی پیشوند { نَ }
فعل منفی : / ن / می نویسد تکیه روی پیشوند { نِ }
آینده : خوا / هد / نوشت تکیه روی هجای دوم فعل کمکی
4. البته تصور شما در این همایش موجب افزایش سطح آن شده است .
حقیتا اگر تلاش شما نبود این کار به ثمر نمی رسید .
5.
|
ﻧَ |
نوشت |
5 |
بود |
م |
|
- ﻧَ ﻧَ - ﻧَ |
رفت نوشت گفت شنید گرفت |
5 5 5 5 5 |
بود باش بود بود باش |
مَ ی ید مَ مَ |
توضیح : نمونه ی داده شده ی کتاب با عنوان پرسش مطابقت ندارد و بیش از دو تکواژ تغیر داده شده امّا در حلّ تمرین در این جزوه از عنوان سؤال پیروی شده است.
خودآزمایی صفحه ی 43 درس پنجم
1. نشئت ، مآخذ ، سؤال ، اداره ، مرئوس ، ائتلاف ، مؤانست ، اشمئزاز، ملجأ
2. تاریخ /همیشه / سیر/ ی / یک / نواخت / دار / -َ د / تا / آن / جا / که / گفت / / ه / اند / تاریخ / مکررّ / ات / ø / و / تنها / چیز / ی/ که / آن / را / از / یک /
/ تکرار / -ِ / ملالت / آور / رﮬ / ا / یی / می / دﮬ / -َ د / انقلاب / است / ø /
40 تکواژ + دو تکواژ صفر
3. خوار– نیایش – شب پره – والسّلام – عمرو – خورشید – خویش – شنبه – دست بند – حتّی
درس ششم صفحه ی 50
1. جوشید و ترکید چون ناگذر هستند در این شکل مجهول نمی شوند پس باید ابتدا آنها را گذرا کنیم ، سپس مجهول سازیم . جوشانید / جوشاند ، ترکاند جوشانیده شد / جوشانده شد ، ترکانده شد .
الف ) آب جوشید . بادکنک ترکید .
ب ) جوشاند . ترکاند .
ت ) بلی
2. آن ها با اسب حرکت کردند . ما نیز به دنبالشان ( حرکت کردیم ، لفظی ، نا بجا ) . ( ما ، لفظی ) صبح زود رسیدیم . آن ها زودتر ( رسیدند ، لفظی ، نابجا)، شهر میان دشت گسترده بود . ( شهر ، لفظی ) پر از دار و درخت ( بود ، لفظی ) مثل این بود که ( ما ، لفظی ) به بهارستان نادیده چون مینو قدم نهاده ایم . ( شهر، لفظی ) در قرن بیستم بنا شده بود .( شهر ، لفظی ) از آن زمان تا کنون، آرام و سبز در کنار کویر نشسته ، چشم به راه آمدن مسافری بود که (آن مسافر ، لفظی ) به دیدارش میآمد . توضیح : « در کنار کویر نشسته بود » شکل دیگری از این جمله می باشد .
3. دانایان (ی) ؛ (گ ) ، ترشیجات (ج) ، بچّگانه (گ) ، سخن گویان (ی) ، گرسنگان (گ) ، روستایی (ی) ، نامه ای( ا = ءِ ) ، بانوان (و) ، زانوان (و) ، سوال 4 حذف شود زیرا درس مربوط به آن حذف گردیده است .
صفحه ی 59 درس هفتم
1. توضیح بیش تر در مورد درون بنا است و مو قعیّت جغرافیایی و ظاهر بنا شرح داده نشده است . کجاست ؟ مال کیست ، چگونه است ؟ چه لوازمی دارد ؟
2. به عهده یدانش آموز است .
4. بامدادان : زمان / شادان : قیدی / کندوان : مکان / سپاهان : مکان / پاییزان:زمان
فعّالیّت 1 صفحه ی 60
|
فعل |
شخص |
زمان |
گذر |
معلوم و مجهول |
|
نمی خواندند می نشانیم دوخته نمی شد بیابند داشتند می آمدند |
سوم شخص جمع اول شخص جمع سوم شخص مفرد سوم شخص جمع سوم شخص جمع |
ماضی استمراری ماضی استمراری ماضی استمراری مضارع التزامی ماضی مستمر |
گذرا گذرا گذرا ناگذر ناگذر |
معلوم معلوم مجهول معلوم معلوم |
فعالیّت 2 صفحه ی 63
پخت : او را پختند ( او را آماده کردند ) / پختم ( خیلی گرمم شد ) ، او خیال تازه ای پخت / او در این کار کاملا پخته شده است ( تجربه کسب کرده است ) / مادر غذا را پخت و ...
دوخت : چشم به در دوخت ( خیره شد ) دهانش را دوختند
( بستند )/ خودش می برد و خودش می دوزد ( انجام دادن کار مطابق میل خود ) / با تیر دوخت ( با تیر زد ) / لباس را دوخت و …
فعّالیّت 3صفحه ی 64
باز یافتن ، برآمدن ، باز گردانیدن ، در گذشتن ، باز فرستادن ، فرا گرفتن ، وا داشتن
خودآزمایی درس هشتم صفحه ی66
1. علی دوستم را با اتوبوس به ییلاق برد و یک هفته او را در آن جا گذاشت .
سال گذشته که دوستان را به کوهنوردی برده بودند ، سنگ بزرگی را از کوه غلتاندند و به دره انداختند .
|
مصدر ساده |
پیشوندی |
مصدر ساده |
پیشوندی |
|
خوردن داشتن چیدن گستن آشفتن انگیختن بستن گرفتن بردن |
برخوردن / واخوردن بر داشتن / باز داشتن / واداشتن برچیدن بر گستن / بار گستن بر آشفتن برانگیختن فروبستن / بربستن برگرفتن / بازگرفتن/ درگرفتن/ فراگرفتن فرو بردن |
ریختن گردانند خواندن دادن غلتیدن کشیدن ماندن خواستن گذاشتن رسیدن |
فرو ریختن باز گردانیدن / بر گردانیدن فرا خواندن سر دادن / فرو دادن فروغلتیدن / درغلتیدن در کشیدن / برکشیدن / بارکشیدن درماندن / فروماندن / واماندن / بازماندن بازخواستن واگذشتن / فروگذاشتن فرا رسیدن/ در رسیدن |
خودآزمایی درس نهم صفحه ی 74
2. بیان غیر مستقیم به شیوه ی داستانی
3. هر گاه بن مضارع فعل یک تکواژ باشد آن فعل ساده است .
آموختن : آموز ، آویختن : آویز ، افزودن: افزا ، آلودن: آلا ، بخشیدن : بخش ، پرداختن : پرداز ، پیوستن : پیوند ، سپردن : الف – طی کردن : سپر ، ب – سفارش کردن: سپار ، فروختن : فروش ، گفتن : گو ، دویدن : دو
فعّالیّت صفحه ی 79 درس دهم
آموختن: من این مطلب را از او آموختم .
نهاد مفعول مقمّم فعل
من این مطلب را به او آموختم .
نهاد مفعول متمّم فعل
گرفتن : خورشید گرفت . خانه آتش گرفت .
نهاد فعل نهاد فعل مرکّب
او کتابش را از دوستش گرفت . آتش گرفت . / قلب بیمار گرفت .
نهاد مفعول متمّم فعل نهاد فعل ساده نهاد فعل
راه آب گرفت . سخنش گرفت . او دستش را به دیوار گرفت .
نهاد فعل نهاد فعل نهاد مفعول متمّم فعل
خودآزمایی درس دهم صفحه ی 85
1. الف )
|
مصدر |
ماضی مستمر |
آینده |
مضارع اخباری |
ماضی بعید |
|
گریستن فرستادن ترسیدن نامیدن |
داشت می گریست داشت می فرستاد داشت می ترسید داشت می نامید |
خواهد گریست خواهد فرستاد خواهد ترسید خواهد نامید |
می گرید می فرستد می ترسد می نامد |
گریسته بود فرستاده بود ترسیده بود نامیده بود |
نهاد گزاره نهاد گزاره
گروه اسمی گروه اسمی گروه اسمی گروه اسمی گروه فعلی
کودک می گرید مفعول فعل
او نامه را فرستاد
تو ضیح : با استناد به کتاب «دستور زبان فارسی 1 » تالیف دکتر وحیدیان با همکاری غلامرضا عمرانی که در صفحه ی 16 مصدر ( فرستادن ) سه جزیی گذرا به مفعول محسوب شده است .
نهاد گزاره نهاد گزاره
گروه اسمی گروه اسمی گروه فعلی گروه اسمی گروه اسمی گروه اسمی گروه فعلی
متمّم فعل مفعول مسند فعل
خواهرم از تاریکی می ترسد __ او را سهراب نامیدند
پ ) گریستن و ترسیدن مجهول نمی شوند زیرا گذرا به مفعول نیستند .
فرستادن : نامه فرستاده شد . نامیدن : او سهراب نامیده شد .
ت ) آن هایی را که ناگذز هستند را گذرا می نامیم . مثل : گریستن که می شود : گریاند و آن هایی را که گذرا هستند دوباره گذرای سببی می نامیم و سپس مجهول می کنیم . مثل : ترسیدن که میشود : ترساندن .
2. همه ی جمله ها دو جزیی بدون فعل هستند .
نمونه :
نهاد گزاره
صبح بخیر
خودآزمایی درس یازدهم صفحه ی 89
1. خوازه : طاق نصرت / خوالگیر : آشپز / دشخواری : دشواری / خوان : سفره
2. سنبل ( سمبل ) ، اجتماع ( اشتماع ) ، انبساط ( امبساط ) ، دست بند ( دس بند ) ، منبر ( ممبر ) ، ینبوع ( یمبوع ) ، سنباده ( سمباده )
خودآزمایی درس دوازدهم صفحه ی 100
1. اگر تو هو شمندی به معنی توجّه کن زیرا که ظاهر به جای نمی ماند بلکه یعنی پایدار است .
من از روییدن خار بر روی دیوار فهمیدم که فرو ممایگان با صدر نشینی ازشمند نمی شوند .
اگر همواره خواستار کامیابی هستی راه و رسم صبر و تحمل را از مور بیاموز .
دوباره پلک دلم می پرد شنیده ام که این نشانه ی آمدن ککسی به مهمانی است .
فعّالیّت 1 درس سیزدهم صفحه ی 102
سعید کتاب را برد . سعید مسابقه را برد .
سعید خوابش برد . سعید آبرویش رل برد .
فعّالیّت 2 صفحه ی 103
الف – گشتن به معنی پیوستن
ب- گشتن به معنی روی بر گرداندن ، دور شدن و جدا شدن
فعّالیّت 3 صفحه ی 104
|
کلمه |
دستور |
رکاب |
تماشا |
کثیف |
رعنا |
دیوار |
سفینه |
|
وضعیّت |
( ت ) |
(ت) |
(پ) |
(ب) |
(پ) |
(پ) |
(ب) |
|
کلمه |
قوس |
کرسی |
سپر |
زین |
دستار |
جامه |
|
|
وضعیّت |
(ب) |
(ت) |
(ت) |
(ت) |
(الف) |
(پ) |
|
توضیح : واژه ی ″دستور″ در یکی از معانی پیشین خود (فرمان ) امروزه کاربرد دارد . ″ معنای جدید : قواعد زبان › واژه ی «تماشا » در زبان فارسی به معنی « نگریستن وسیر و گردش » به کار رفته و معنی ود یگرش که « پیاده روی » است
کاربرد عام ندارد .
واژه ی «رعنا » در گذشته در معنی های 1. ابله 2. خوش قد قامت و زیبا به کار رفته است امروزه فقط در معنای دوم به کار می رود .
خودآزمایی درس سیزدهم صفحه ی 107
1. نزاجا ( نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران )
نهاجا ( نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران )
اتکا ( اتّحادیه ی تعونی های کارکنان ارتش )
هما ( هواپیمای ملّی ایران )
2. پوش : پوشه ، پوشاک / نوش : نوشابه ، نوشین / کوش : کوشش، کوشا
3. منشی ، گزاف ، سیاست ، سواد ، قراضه ، در رفتن
4. ذقن (چانه ) ، باد افره ( کیفر ) ، ( زغال ) ، لاغ ( شوخی کردن )
5. تمام مکاتب سیاسی و اجتماعی و هنری : سوسیالیسم ، فرد گرایی ، هوش بری ، یادمان ، گفتمان ، کالبد شناسی
6. سکّو ، ملّای روم ، مالیت ، معلّم ، خا صیّت ، ابّهت ، ممتاز ، دکّان ، جادّه ، پر رونق ، تغییر ، ضالّه
خودآزمایی درس چهاردهم صفحه ی 114
1. حر ، قرن ، دلیل ، فرقه ، تحفه ، مصیبت ، نا بغه
2. مجانین ، طلبه ، کبار ، وکلا ، اوصیا ( امروزه واژه ی « طلبه » در معنی مفرد به کار می رود و جمع آن « طلاب » است .
3. خواهر احمدی امروز غایب است . پروین خواهر دوستم است .
شاخص هسته گروه اسمی
کدخدا صفر علی به روستا بر گشت . صفر علی کدخدای علی آباد است .
شاخص هسته گروه اسمی
4. باغبان ، مستمند، استوار دودمان ، یادگار
خودآزمایی درس پانزدهم صفحه ی 120
3. جیغ زنان ، رد کردن ، پنهان ، زل زد ، حرکت می کرد ، می مالید ، توی ، خشن
فعّالیّت 1 درس شانزدهم صفحه ی 122
1.کفش ( جفت ، لنگه ) ، جوراب ( جفت ، لنگه ، جین ) ، تخم مرغ ( شانه ، دانه ) ، نخود و لوبیا ( کیلو ، تن ، خروار ) ، کاغذ ( برگ ، ورق ، بسته ، بند ) ، کتاب (جلد)، برای بعضی از این کلمات ف واحدهای شمارش دیگری وجود دارد .
فعّا لیّت 3 صفحه ی 123
علاقه (به)، نیاز (به)، مهارت(در)، تسلط (بر ، در)، مصاحبه (با)، دشمنی (با)، نفرات(از)، متم،م اسم جایگاه مشخصی ندارد چون نقش نما دارد ، مخصوصا بعضی از متمّم ها پیش از اسم شان می آیند (متمّم مسند) من بیش از همه چیز به این درس علاقه مند هستم . بعضی بعد از اسم می آیند . ( متمّم نهاد )
عیب جویی از دیگران فراموش کردن عیب های خویشتن است .
خودآزمایی درس شانزدهم صفحه ی 126
1. اندازه کاغذ این کتاب را نمی پسندم .
پیشنهاد خرید کاغذ تأیید شد.
2. قانون نانوشته ، دستگاه قضایی ، کرسی استادی ادبیات ،
صفت مفعولی صفت نسبی مضاف الیه1 مضاف الیه2
دیوار بلند باغ ، شش دستگاه دوربین فیلم برداری نو
صفت بیانی مضاف الیه ص شمارشی ممیز مضاف الیه ص بیانی ساده
شش دستگاه دوربین فیلم برداری نو
3. تجربه ، لذّت ، مداد ، جهاد ، وجدان ، فساد ، خرمن ، چشم
4. افتخار به دوستی با دانایان ، افتخار واقعی است .
نهاد متمّم نهاد متمّم متمّم مسند فعل
هر دو متمّم ، متمّم اسم به حساب می آیند چون متمّم اسم خود یک گروه اسمی است از این جهت متمّم متمّم یک گروه اسمس به حساب می آید .
خوئآزمایی صفحه ی 134
3. غِرّه ، مشو ، متمّم فعل ، مُصاحِب خوب ، مصوّت کوتاه ، مضافٌ الیه
فعّالیت 1 درس هیجدهم صفحه ی 136
همان طور که در فعل غیر ساده هیچ عنصر دیگری نمی توان در میان اجزای تشکیل دهنده آن قرار گیرد در اسم غیر ساده هم همین طور است مثل : داطور که جزء غیر صرفی فعل ساده گسترش پذیر است . اسم ساده هم گسترش پذیر است .
فعّالیت 2 صفحه ی 138
مادر شوهر ، کرایه تاکسی ، گل گاو زبان ، آب پرتقال ، لباس کار ، جا نماز
خودآزمایی درس هیجدهم صفحه ی 141
1. دسته ی اوّل : گلاب ، جوانمرد ، کارنامه ، دانشسرا ، پیرزن
دسته ی دوم : صورت حساب ، چوب لباس ، قد بلند ، صاحب خانه ، لیمو عمانی
خودآزمایی درس نوزدهم صفحه ی 146
1. الف) نشان دار : دارالحکومه ، دارالتّولیه ، من البدو الی الختم ، بین المللی ، لغایت ، عظیم الجثّه ، قلیل البضاعه ، مسلوب الاراده
ب) بی نشان : سخاوتمند
2. مع الوصف : با این وجود ، با این وصف ، برای توصیف به کار می رود .
مع الأسف : با تأسّف ، متأسّفانه ، به هنگام اظهار تأسّف و پشیمانی به کار می رود . ( هر دو واژه دخیل عربی نشان دار هستند . )
3. د) زیرا قابلیّت ها و امکاناتی از گذشته در زبان داریم که باید حدّ اکثر استفاده را از آنها بکنیم و گنجینه ی واژگانی را غنی سازیم .
خودآزمایی درس بیستم صفحه ی 156
4. ساده : گلشن
مشتق : گلزار ، گلدان ، گلستان
مرکب : گلنار ، گلاب ، گل ساز ، گلاب پاش ، گلدار ، گل شهر ، گل پوش ، گل بوته
مشتق – مرکّب : گل دوزی
گل زیبا ( ترکیب وصفی ) ، ساقه ی گل ، بوته ی گل ( ترکیب اضافی )
خودآزمایی درس بیست و یکم صفحه ی 163
( دراصل صفت بوده،بعد کاربرد اسمی پیداکرده است)
2. با ادب : او دانش آموز باادبی است . او با ادب و علم خود همه را شیفته کرده است .
بی نام : آن ها سربازانی بی نام و نشان بودند که جان باختند .
شروع هر کاری بی نام خدا ناقص است .
بی کار : جوانان بی کار زودتر گمراه می شوند .
بی کار و فعّالیت امکان اداره ی امور زندگی نیست .
باهنر : مردم باهنر جاودان می مانند .
با هنر نقّاشی می توان احساسات خود را بیان کرد .
3. خشمگین ، سهمگین . گوشه ، ساقه ، ریشه / ناراحت ، ناخوانا ، نابینا
4. یادمان ، گفتمان ، دانشکده ، هنرکده ، سوزناک ، دردناک ، کوهسار ، شاخسار ، مهوش ، پریوش ، طاقدیس ، تندیس .
5. برانداخت ، ماست بند ، دلاور ، دست گیر ، قندشکن .
خودآزمایی درس بیست و دوم صفحه ی 167
1. ایجاد ارتباط : دوست شما فردا از مسافرت می آید .
محمل اندیشه : سنگ فاقد روح است . روح فاقد سنگ است .
حدیث نفس : نباید بترسم .
آفرینش ادبی : هر آنچه نپاید ، دلبستگی را نشاید .
2. ایجاد ارتباط ، زیرا زبان یک پدیده ی قانونمند اجتماعی است که برای اطّلاع رسانی و ایجاد هم حّی و هم زبانی و همدلی بکار می رود .
3. انسان تنها موجودی است که فکر می کند و سخن می گوید و از این طریق معلوم می شود بین فکر و زبان ارتباط مستقیمی وجود دارد .
4. « و » در بانوان ، « گ » در تشنگان ، « ء= ا » در خانه ای ، « ک » در « پلکان و نیاکان » ، « ج » در میوه جات .
خودآزمایی درس بیست و سوم صفحه ی 182
3. اشکم به جای شکم ، .... ، خانَ به جای خانه ( با توجّه به اختلاف در گویش ها و لهجه ها در مناطق مختلف به این سؤال می توان پاسخ های مختلف داد .)
فعّالیّت 1 درس بیست و پنجم صفحه ی 188
فعّالیّت 2 صفحه ی 189
مثال : دوستم گوش به زنگ نشسته بود . ( قید )
دانش آموزان گوش به زنگ بودند . ( مسند )
ئانش آموزانِ گوش به زنگ از جا پریدند . ( صفت )
اسرائیل به کشت و کشتار مردم فلسطین پرداخته است . ( اسم ، متمّم )
فعّالیّت 3 صفحه ی 189
اسم : ناهماهنگی ، ناراحتی ، بی نظمی ، بی ادبی ، هماوزی ، کشتارگاه ، ناشکری، دانشگاه ، بی مسئولیّتی ، همکاری ، ناشنوایی ، توانگری ، نابینایی ، همراهی .
صفت : ناشکیبا ، نایافتنی ، نخواندی ، نسنجیده ، ناخوانا .
خودآزمایی درس بیست و پنجم صفحه ی 192
واژه تجزیه ی نخست تجزیه ی دوم تجزیه ی سوم
ناشکری ناشکر + ی نا + شکر
کشتارگاه کشتار + گاه کشت + ار
نامردمی نا + مردمی مردم + ی
بی سروسامانی بی سروسامان + ی بی + سروسامان سر + و + سامان
هم دردی هم درد + ی هم + درد
نسنجیده ن + سنجیده سنجید + ه
هنر آموزی هنر+ آموز + ی هنر + آموز
همکاری همکار + ی هم + کار
پرواربندی پرواربند + ی پروار + بند
دل بستگی دل بسته + گی دل + بسته بست + ه
ده تومان ده تومان + ی ده + تومان
دل دادگان دل داده + گان دل + داده داد + ه
دانشجویان دانشجو + یان دانش + جو دان + ش
|
واژه |
تکواژ |
صامت ها |
مصوّت ها |
تعداد واج |
|
ناشکری کشتارگاه نامردمی بی سروسامانی هم دردی |
نا + شکر + ی کشت + ار + گاه نا + مردم + ی بی + سر+ و+ سامان + ی هم + درد + ی |
ن . ش . ک . ر ک.ش.ت.ر.گ.ه ن . م . ر . د . م ب.س.ر.س.م.ن ه . م . د . ر . د. |
ا . –ُ . ی -ُ . ا . ا ا .–َ .–ُ .ی ی.-َ.و.ا.ا.ی -َ . –ِ . ی |
7 9 9 12 8 |